****كلبه شعر زهرا***

خيالي كه بي هوا مرد
آدرس جديد سايت

zahraa.parsfa.com



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۶ شهريور ۱۳۹۰  ساعت: ۰۷:۵۳:۳۰  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (0)
سلام.لطفا جهت اعلام نظراتتون درباره ي اشعار به سايت http://zahraaa.loxblog.com/  مراجعه كنيد.با تشكر


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱۷ مرداد ۱۳۹۰  ساعت: ۱۰:۴۷:۳۹  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (0)
سلام.لطفا جهت اعلام نظراتتون درباره ي اين شعر به سايت
 
بهار در آستين من است
 
 و  من سيب سرخي شده ام
 
كه انتظار آمدنت را نجوا ميكنم
 
پس نزديك تر شو
 
و نگذار فرصت چيدن به دستان پاييز برسد...


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱۳ مرداد ۱۳۹۰  ساعت: ۰۶:۴۱:۱۷  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (0)
    مبارك باشه يار نو غريبه آشنايم
چقدر من منتظر بودم تو نشنيدي صدايم
 
 
   برو و شك نكن بي من تموم زندگيت نوره
تو واون هردوخوشبختيت چقدراين لحظه پرشوره
 
 
تموم سهم من از تو همون يك لحظه ديدن بود
همه حرفي رو ميگفتي نصيب من شنفتن بود
 
   همه روزاي من با تو فقط ترس و نديدن بود
   همه دلواپسيه من از عشقت دل بريدن بود
 
بودم عمري غزلخونت شدم چند بيت مهمونت
دارم ميرم خيالت تخت،فداي هر دو چشمونت


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۰  ساعت: ۰۹:۰۲:۱۵  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (15)
درد هاي من قطره هايي نيستند
 
 كه با گريستن خالي شوم
 
 درد هاي من خون دل نيستند
 
  كه با ريختن صاف شوم
 
درد روحم درد انسانيت است
صحبت از پژمردن امنيت است
 
پدرم راست ميگفت به من
"دوستانت حتي دشمن خوني و سرسخت تواند"
 
درد من درد غم و گريه و دل تنگي نيست
درد جانفرساي من،درد انسانيت است
...صحبت از پژمردن امنيت است


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۵ مرداد ۱۳۹۰  ساعت: ۰۹:۱۵:۰۱  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (35)
چيزي برايم نمانده
 
حتي قايقي كه با آن تنديس خياليم را به آب دهم
 
هر صبح خودم را دور ميزنم
 
و بي هدف به خودم برميگردم.
 
خاك برگ هاي خزان زده كه بماند،
 
آنقدر انتظار رويشت را نجوا كردم
 
كه دروازه هاي بهار بسته شد.
 
...حالا من ماندم و روحي كه هر دقيقه پوست مي اندازد و در خود ميپيچد


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱ مرداد ۱۳۹۰  ساعت: ۰۲:۴۸:۴۸  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (37)

دوساتن خوبم من تقريبا تا 5 ماه پيش ترانه مينوشتم كه بنا به دلايلي ترانه رو كنار گذاشتم و به طرف شعر سپيد كشيده شدم حالا يكي از ترانه هامو واستون گذاشتم براي دوستداران ترانه.


تو كه رفتي خوش باشي تناه نصيبت همينه
يكي هست كه تا ابد به پاي سوگت بشينه

يه اشاره كردي و رفتي بدون دلهره
دلي كه تنها گذاشتيش از دل تو دلخوره

تو بودي كوه غروري واسه دستاي حقيرم
تو بودي بارون و دريا واسه گرماي كويرم

يه روزي هم ميرسه كه نوبت تلافيه
برو ديگه با دلم هر كاري كردي كافيه

رفتنت يه جورايي مجلس ختم قصه هاست
اما اين قصه ي ما يه قصه ي بي انتهاست.

اينم آخرين ترانست واسه اولين غروبت
واسه تاوان خياينت واسه اون عشق دروغت..



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۲۶ تير ۱۳۹۰  ساعت: ۱۰:۲۱:۲۲  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (10)
عروسكم بي واهمه مي خندد
 
 بي آنكه لحظه اي بينديشد بازيچه ي دست من است.
 
عروسكم بي ‍‍پرده ميشنود
 
بي آنكه حرفي بزند.
 
عروسكم با عشق زندگي ميكند
 
بي آنكه بداند مرده است
 
 

 

  عكس هاي بسيار زيبا از عروسك هاي ناز 2011


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۲۲ تير ۱۳۹۰  ساعت: ۰۸:۲۱:۴۱  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (9)
تقلاي بيهوده ايست
 
 
دست و پنجه نرم كردن ،
 
 
   با خاطرات خاك گرفته اي كه
 
 
تقويم آن ها را بلعيده است.....


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱۹ تير ۱۳۹۰  ساعت: ۰۵:۵۸:۱۸  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (9)
دوستاي گلم من اين شعر رو گفتم شايد به نظرتون خنده دار باشه اما من عاشقانه دوستش دارم:
 
 
دمپايي هاي بي مصرف،
 شما جز كشتن سوسك ها و مورچه ها،
و پا جاي پاي دوستان خود نهادن كار ديگري هم بلديد..؟
 
 
 
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱۶ تير ۱۳۹۰  ساعت: ۰۵:۵۸:۱۸  توسط: زهرا فتحعلي  موضوع: شعر | نظرات (5)
 ۱۲۳۴۵ |


Power By: ParsFa.Com | Design By : SampleTheme